عزيز الله بيات

498

تاريخ تطبيقى ايران با كشورهاى جهان ( فارسى )

سويس : در دوره انقلاب كبير فرانسه در سال 1798 م . فرانسويها سرزمين سويس را تحت عنوان جمهورى هلونيا بالاجبار متحد ساختند . به موجب معاهده پاريس سال 1815 م . سويس براى هميشه بىطرف شناخته شد . سيسيل و ناپل : شاه سيسيل و ناپل ( سيسيلهاى دوگانه ) در اين‌زمان فرديناند اول است . ( 1816 - 1825 م . ) وى پسر كارلوس سوم پادشاه اسپانيا است كه بعد از درگذشت او ، در ناپل تحت نام فرديناند چهارم و در سيسيل به عنوان فرديناند سوم به سلطنت نشست . فرديناند در سال 1798 م . به دومين اتحاديه اروپايى عليه فرانسه پيوست . فرانسويها ناپل را در سال 1799 م . اشغال كردند . شاه و ملكه سيسيل فرار كردند . در سال 1805 م . براى دومين بار به اتحاديه سوم عليه ناپلئون بناپارت پيوست و در همين زمان به فرمان ناپلئون بناپارت شاخه بوربون ناپل برافتاد و فرديناند بار ديگر به سيسيل گريخت در سال 1815 م . ناپل مجددا به تصرف او درآمد . جانشين وى پسرش فرانچسكوى اول است ( 1825 - 1830 م . ) كه در دوران زمامدارى خود روش ارتجاعى پدرش را ادامه داد . دربار فرانچسكو از نظر فساد و تباهى معروفيت تام داشت و به هر لحاظ مركز فسق و فجور بود . صربستان : در سال 1804 م . در صربستان عليه تركان عثمانى شورشى برپا شد كه كاراژرژ ، رجل ميهن‌پرست صربستان راهنماى شورشيان بود . در سال 1806 م . بلگراد را تصرف كرد و تعداد زيادى از تركها در اين حادثه كشته شدند . در سال 1808 م . به رياست موروثى صربها انتخاب شد و از سال 1809 - 1812 م . به طرفدارى از روسها با عثمانيها جنگيد و پس از صلح روسيه با عثمانى ، روسها بر خلاف موازين اخلاقى و انسانى او را رها كردند . وى براى حفظ جان خود به اتريش گريخت . در غياب او ميلوش ابرنويچ در سال 1815 م . رهبر شورشيان شد و در سال 1817 م . در صدد كشتن كاراژرژ برآمد . روسيه در سال 1829 م . عثمانى را تحت فشار قرار داد كه خودمختارى صربستان را تضمين كند ، به همين علت دولت عثمانى حكومت موروثى ميلوش را به رسميت شناخت . فرانسه : در اين‌زمان نقشه ناپلئون بناپارت براى حمله به انگلستان منجر به لشكركشى